من هستم و لباسها دور و برم و وسائلها همه پخش و پلا و منتظر من که بیام و جمعشون کنم .به گوشه و کنار این خونه نگاه میکنم پر از لحظه های بد و خوبه و حالا وقتش رسیده که بگذاریم و مثل همیشه بگذریم، هم خوشحالم که دارم میرم تا زندگی جدیدی رو شروع کنم و هم ناراحت که این شهر رو که بهش عادت داشتم و دوستش داشتم رو با همه آدمهایی که توی این دوره با هم بودیم رو باید ترک کنم ولی خاصیت زندگی اینه. یه چیزی که دوست داشتم بگم اینه که این وبلاگ که چند ماهی از زندگیش نمیگذره بهترین همدم من بوده توی این روزها و تمام شماهایی که اینجا رو میخونید بعضیها بیشتر و بعضی ها کمتر یا شاید از اینجا رد شدید گاهی ،برای من گنجینه ای هستید که میتونم هر جای دنیا که برم با خودم ببرم توی این دوستیهایی که مکان و زمان جایی نداره و بعضی موقعها حتی نمیدونیم که هر کدوم کجای دنیا هستیم توقعی وجود نداره و یا نفعی . هر چی که هست اندیشه آدمهاست و دلهاشون که با هم حرف میزنه و این یعنی یک رابطه بی نظیر. حالا من دلتنگم ولی دلم به شماهایی گرمه که همه جا با منید و امیدوارم که هرگز گمتون نکنم تک تکتون رو از ته قلبم دوست دارم و هر کامنتتون چراغی رو در دلم روشن کرده و به زندگیم گرما داده امیدوارم که هر کجای دنیا که هستید شاد باشید و بر زندگی سوار.
فردا ما از سیدنی میریم نمیدونم تکلیف سرگذشت گیدو تو سیدنی چی میشه شاید اسمش عوض شد شایدم همین موند . شاید چند روزی به اینترنت دسترسی نداشته باشم شایدم که خوش شانس باشم و به زودی وصل بشه ولی در هر صورت منو از یادتون نبرید هر روز بیاین اینجا نذارین چراغش خاموش شه ها ! من که نیستم این صفحه رو به شما میسپارم شما رو هم به خدا میسپارم و خدا رو هم به ابوالفضل .
به قول اینوریا سی یو سون.
خانم دیکته نظیر درسته یا نذیر یا نزیر یا نضیر یااااااااا دیگه نمیشه ....