تبليغاتX
سرگذشت یک گیدو - گمشده
 

به خیابان میروم بی هدف، بی اختیار دلم هوای ویراژ دادن در این خیابانهای غریب رو کرده به دنبال گم شده ای شاید به دنبال خیابانی که تمام سالهای مدرسه رو ازش بالا و پایین رفتیم، به دنبال چهار راهی شاید که شاهد انتظارهایمان بود یا جای پاهایمان که روی برف میماند و سال به سال بزرگتر میشد در این خیابانهای غریب به دنبال شباهتی بودم که مرا بازگرداند به روزهای رفته ام به آن خیابان پر از لحظه های ناب به آن رهگذرهایی که گاه خسته بودند و گاه شاد  و درختهایی که سالها شاهد قد کشیدنمان بودند راستی من با آنها وداع نکرده آمدم!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 3:28  توسط لیلا  |