تبليغاتX
سرگذشت یک گیدو - بادبادک باز
 

امروز صبح تو زنگ تفریح با بابک یکی از ایرانیهایی که همکلاسمه توی کافی شاپ نشسته بودیم داشتیم حرف میزدیم که یه خانمی اومد طرفمون بابک رو میشناخت خودش رو به من معرفی کرد یکی از استادهای همین مرکز بود اسمش کارل بود تا نشست رفت سر اصل مطلب بدون هیچ حاشیه ای گفت که من سه تا دختر ایرانی تو کلاسم دارم اینها وضعیت بسیار وحشتناکی تو ایران داشتند تا اسم سه خواهر رو آورد یادم افتاد که چند وقت پیش من سه تا خواهر رو دیدم و حدس زدم ایرانی باشند و گل ،دختر افغانی هم کلاسم گفت که این دخترها پدرشون افغانیه ولی تو ایران به دنیا اومدن فهمیدم که داره راجع به اونها حرف میزنه خلاصه تعریف کرد که پدر اینها معتاد بوده اینها ۵ تا خواهر بودند ، پدر دختر شش ساله اش رو به یه مرد پیر افغانی فروخته و الان تو افغانستانه اما ظاهرا اون پول هم کفاف زندگی پدر رو نداده و شروع کرده به فروختن دخترها و خواهر بزرگتر نمیدونم از چه طریقی باخواهرها  فرار میکنه و خودشون رو به UN  میرسونند و اونها هم میفرستنشون به استرالیا الان هم اینجا وضعیت خوبی ندارند ، دولت سرپرستی خواهر کوچکتر رو که یازده سالشه به یه خانواده عرب داده  و ظاهرا اونها هم خیلی دخترک رو آزارمیدن حالا کارل که ظاهرا تو یکی از سازمانهای بشر دوستانه کار میکنه میخواست ما بریم و بهش کمک کنیم و براش دقیقا ترجمه کنیم اونها چی میگن چون زبانشون خوب نیست و از یه جاهای قصه معلومه که دقیقا نتونستند به کارل بفهمونند که قضیه چی بوده در تمام این مدت به پهنای صورتش اشک ریخت و معلوم بود که چقدر روش تاثیر بدی گذاشته میخواست اینها رو سر و سامان بده و تلاش کنه خواهر کوچکتر رو از افغانستان خارج کنه.من و این آقای ایرانی متاثر شده بودیم ولی نه مثل کارل ما بارها این قصه رو شنیده بودیم . بغض خفه ای که گلوم رو گرفته بود نمیگذاشت که بهش بگم که این خواهرها جزو خوش شانس ترینها هستند و هر روزه دختران زیبا و حتی کودکان ایرانی دارند با پول کثیف معاوضه میشند همین اواخر یه گزارش توی سایت روز خونده بودم راجع به قاچاق دخترهای ایرانی . اون موقع نمیدونستم که همین جا دو قدم اونور تر دختری که همیشه با خواهرشه قربانی این فاجعه است شاید میترسه دوباره از دستشون بده خواهر بزرگتری که یکدم ازشون جدا نمیشه امیدوارم بشه بهشون کمک کرد .

یاد فیلم بادبادک باز افتادم یه جورایی شبیه اون قصه است کاش این دخترک هم بتونه نجات پیدا کنه کودک شش ساله ای که اسیر یه مرد وحشیه خدایا باورم نمیشه!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 15:56  توسط لیلا  |