تبليغاتX
سرگذشت یک گیدو -
fire work in sydney 2008

 

دیروز با یه دوست خوب بودم هم اسم خودم بود از اونهایی که به دلت میشینن سیم ثانیه. رفتیم با هم یه کمی ویترین مغازه هارو سیر کردیم و چند تا لباس پرو کردیم الکی بعدش هم کنار رودخونه پاهامونو دراز کردیمو از هر دری سخنی روز خوبی بود با یک یار موافق امروز هم .س.(همسر محترم) اورینتیشن داشت دیشبو تا صبح رو سر من راه رفت ولی الان زنگ زد که طرف خیلی خاطرشو خواسته تا فردا خدا چی بخواد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 6:43  توسط لیلا  |